خرید بک لینک
تو خواهی آستین افشان و خواهی روی درهم کش مــگــس جــائـی نخــواهـد رفت جــز دکان حلــوائی ------------------------- دانی چرا خروشد ابریشم رباب از بهر آنکه همکاسه خر است _____________ آلوده منت کسان کم شو تا یکشبه در وثاق تو نان است _____________ آن یکی پرسید اشتر را که هی از کجا می آئی ای فرخنده پی گفت از حـمــام گــرم کــوی تـو

برچسب: شعر مثل الحرير,شعر مثل القمر,شعر مثلث قطرب,شعر مثل المتاهه,شعر مثل الذهب,شعر مثل القمر يوم هلي,شعر مثل الباروكه,شعر مثل الهنديات,شعر مثل يافاهمين التماثيل,شعر مثل الكوريين, نویسنده: هستی شجاعی تاريخ: سه شنبه 30 شهريور 1395 ساعت: 7:52

سخن کز دل آید بود دلپذیر . سخن کز دل برون آید نشیند لاجرم بر دل . سخن کز دل برآید لاجرم بر دل نشیند . سیلی نقد به از عطای نسیه . سیلی نقد به از حلوای نسیه . سرکه نقد به از حلوای نسیه . شرح : م مثل اول و دوم سیلی با عطا و بخشش هیچ سنخیت ، تتضاد ویا تشابهی ندارد اما در مثل سوم است که سرکه به خاطر طعم ترشش با حلوای شیرین در تضادند و در مقام بخشش با هم مقایسه شده اند . بنابراین می توان گفت که تغییرات در کلمات این مثل در نوع اول و دوم سلیقه ای بوده و تغییرات ادیبانه و درستی نیستند . من آنم که رستم جهان را گرفت . من آنم که رستم بود پهلوان . من آنم که رستم جوانمرد بود .

برچسب: نویسنده: هستی شجاعی تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 1:20

رنج گل بلبل کشید و برگ گل را باد برد بیستون را عشق کند و شهرتش فرهاد برد تیغ دادن در کف زنگی مست به که آید علم را نادان به کف زن زن ز وفا شود ز زیور نشود سر سر ز دها شود ز افسر نشود تادیــب معلم به کسی نــنگ نــدارد تیغی که به صیقل زده شد زنگ ندارد دلگیر از آنی که سهیلت زده سیلی ســیبی که سهیلش نزند رنگ نـدارد سنگی به چند سال شود لعل پاره ای زنهار تا به یک نفسش نشکنی به سنگ عشق از سر تکلیف به دل پا نگزارد سیلاب نپرسد که ره خانه

برچسب: نویسنده: هستی شجاعی تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 5:21

پول ( که ) علف خرس نیست . وقتی کسی ارزش پولش را یا پولی را که درخواست کرده، نمی داند، برای آگاه کردنش می گویند : پول که علف خرس نیست . علف خرس گیاهیست از تیره مرکبات با بوته های بزرگ دارای برگهای بریده بریده و میوه ای قرمز دارد و از آنجائی که بر زمین بسیار فراوان می روید، کم ارزش است . این گیاه بوته ای که بیشتر در آفرقای جنوبی می روید و دارای گلهای زرد رنگ است . این گیاه از کرک های سیاه و سفید پوشیده شده است . فراوانی این گیاه موجب کم ارزشی ان شده و مصداقی برای بی یا کم ارزشی هر چیز شده است .

برچسب: شرح یک ضرب المثل, نویسنده: هستی شجاعی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 2:08

شرحی پیرامون مثل ها همانطور که در جاهای دیگر گفته شد، بسیاری از امثال بین همه شهر ها و روستاها مشترک است و در واقع ملی است و هر ملتی آن مثل را با زبان و گوییش خود بیان می کند و گاه می شود که آن مثل با تغییر در یک یا چند واژه به کار گرفته می شود ولی در اصل معنی و مفهوم تغییری حاصل نمی شود . جای شگفتی و هم تعجب است که در بسیاری از گفتار و نوشته های نویسندگان شاهد آنیم که مثل یا مثل هائی ملی و فراگیر را به نام فقط یک شهر و آبادی ثبت کرده اند . یا مثلی را با گویش محلی خود نوشته و مختص دیار خود دانسته اند و نمونه های آن در کتابها بسیار زیاد است. البته هر شهر و روست

برچسب: مقاله های مدیریت,مقاله های مدیریت بازرگانی,مقاله های مدیریت منابع انسانی,مقاله های مدیریت مالی,مقاله های مدیریت دولتی,مقاله های مدیریت آموزشی,مقاله های مدیریت پروژه,مقاله های مدیریت دانش,مقاله های مدیریت ورزشی,مقاله های مدیریت شهری, نویسنده: هستی شجاعی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 2:08

از کــرامــات شــیـخ مــا ایــنـســت شیره را خورد و گفت شیرین است این مثل برای کسی به کار می رود که کاری آسان و بیش با افتاده ای را انجام می دهد ولی آنرا بزرگ تلقی می کند و بزرگ می بندارد . این مثل بیتی از یک قطعه است که همه بیت ها و مصراع آن گویای همین مفهوم و همین مثل است و هر مصرع آن به تنهایی می تواند ضرب المثل باشد و البته بعضی از آنها مثل معروف و مشهور شده اند . از کــرامــات شــیــخ مــا چـه عجب بنــجـه را گــز نــمود و گفت : وجب از کــرامــات دیــگــرش ایــنــســت شیره را خورد و گفت شیرین است یک کــرامـات دیگـرم ( دیگری) دارد ابر را دیــد و گف

برچسب: چند مثلث در شکل میبینید,چند مثلث وجود دارد,چند مثلث,چند مثلث در شکل وجود دارد,چند مثلث در شکل,چند مثلث در شکل بالا وجود دارد؟,چند مثلث در این شکل میبینید,چند مثلث در تصویر وجود دارد,چند مثلث می بینی,چند مثلث در تصویر میبینید, نویسنده: هستی شجاعی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 2:08

مثل خر در خلاب ماندن معنی : از حرکت باز ایستادن ---- ناتوان شدن این مثل در شهر ها و در زبانهای گوناگون با واژه ها و جروف گوناگون بیان می شود و همه با یک معنی هستند. و این اختلاق در کلمات به کار برده موجب آن شده که گاه بعضی بپندارند این مثل مختص شهر و دیار خودشان است در صورتی که اصل مثل یکیست و هر قوم و ملتی به ذعم خود و با واژه زبان خود آن را بیان می کند . و این قصور و این تقکر در بسیاری از مثل های منسوب به آبادی های ایران دیده می شود . این مثل به هیجده ( 18 ) نوع بیان و ثبت شده است به شرح زیر : مثل خر در خلاب ماندن / اقتادن / خفتن مثل خر در خرو ماندن / افتادن

برچسب: ضرب المثل های مشابه,ضرب المثل های مشابه ایرانی, نویسنده: هستی شجاعی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 2:08

صفحه بندی